على محمدى خراسانى

27

خارج اصول (فارسى)

رسد به برخى از حيوانات ، پس اگر وضع به اين معناى دقيق باشد لازم مىآيد عامّه مردم ، اطفال و . . . وضع نداشته باشند و اصولا قادر به وضع نباشند در حالى كه قطعا چنين نيست و خلاف واقع است و واقع همان است كه همگان دارند و درك مىكنند . « 1 » اين مناقشه ناتمام است و اشكالهاى نقضى فراوان و نيز پاسخ حلّى دارد . امّا نقض : در باب معناى حرفى نيز آرائى ارائه شده كه بسيار دقيق است و در جاى خود خواهد آمد پس بايد وضع حروف هم مخصوص عالمان باشد در حالى كه عموم مردم از كودكى از حروف گوناگون استفاده مىكنند و على الدوام با آن سرو كار دارند . نقض ديگر : در باب انشاء و اخبار نيز مطلب از اين قرار است كه به زودى خواهد آمد . و نقض ديگر : به نظريّه خود شما در باب وضع است كه قائل به تعّهد و التزام هستيد و آن نيز نظرى دقيق و از اذهان عامّه به دور است و همين اشكال به خود شما هم وارد است و به زودى خواهد آمد . و امّا حلّ تمام اين اشكالها : وضع يك معناى واضح عرفى دارد و همگان آن را مىفهمند و مرتكز در اذهان همه است ولى وقتى مىخواهيم همان امر واضح را تحليل كنيم و تعريف نماييم ، گرفتار تعابيرى مىشويم كه دقيق و پيچيده است و آن امر واضح را غامض مىكند و اين امر شايعى است در موارد گوناگون ( مثلا زمان را همه مىشناسيم ولى در مقام تعريف ، فلاسفه تعاريف عجيب و غريبى دارند كه از مقام خدائى گرفته تا يك امر وهمى و خيالى آن را تنزّل مىدهند . يا مكان امر واضحى است ولى فلاسفه در تعريف آن آراء شگفت‌آورى ابراز كرده و چندين تعريف عرضه كرده‌اند ) و اينها را اصطلاحا يدرك و لا يوصف مىگوئيم يعنى به آسانى قابل‌درك است ولى وصف كردن آن با الفاظ كار آسانى نيست .

--> ( 1 ) - محاضرات ، ج 1 ، ص 41 .